رضا قليخان هدايت
1516
مجمع الفصحاء ( فارسي )
از جمله جامع الاسرار و رسالهء اصول و فروع و تفسير سورهء بقره و كبراى منظوم و تفسير خطبة البيان به وزن تقارب دو ديوان يكى نور و ديگرى نور على و سه جلد مثنوى موسوم به جنات الوصال وفاتش در سنهء 1212 در موصل اتفاق افتاده در جوار حضرت يونس مدفون گرديده است اين ابيات از آن جناب است . من غزلياته يك پرتو حسن رخ او كرده تجلى * وز آن شده موجود وجود همه اشيا * * * ساقى ار گردش ساغر نبود باكى نيست * گردش چشم تو بس گردش ساغر ما را * * * تن رها كن همچو ما جانى طلب * جان و تن در بازو جانانى طلب خاطرجمعى اگر خواهى بيا * حلقهء زلف پريشانى طلب * * * گرچه هرگز ز بد و نيك جهان دم نزنيم * از كران تا به كران قصه و افسانه ماست * * * زاهد ار عيب بادهنوشان كرد * خبر از عفو كردگارش نيست و له فتنه در خواب عدم بود كه من مىگفتم * خواب آن نرگس جادوى تو بىچيزى نيست * * * اى بىخبر از ما خبر عشق چه پرسى * كان را كه خبر شد ز خبر بىخبر آمد * * * سريست نهان در دل مردان ره عشق * كان را نتوان گفت عيان جز به سردار رازى كه نهان بود پس پرده حريفان * كردند عيان با دف و نى بر سر بازار * * * نيست باكم ز آتش نمروديان * گر بسوزانندم از كين چون خليل